یادداشت، سعیدجهانپولاد
خوانش دقیق متنی یا " ژرف خوانی " دقیق متنی و به تعبیری وسیع تر ، خوانش ژرف متنی ،عبارت از خواندن یا خوانش انتقادی متفکرانه و منظم یک متن است.
همچنین روشی تحلیلی و تفسیری یا توضیحی از نوع دقیق تر را نسبت به " جهان های متنی " و "جهان های ممکن " و جهان های گفتمانی " را ارائه می دهد ، روشی تلفیقی و ادغام شده در ادبیات شناسی شناختی، شعر شناسی شناختی و بینارشته ای را ترسیم می نماید ، روشهای سنتی و کلاسیک شده آنرا ، در تلفیقی تحلیلی و تفسیری به روشمندی هرمنوتیکی از متون دینی در تاریخچه و پیشینه اش می توان ردیابی کرد.
اما بحث این مقاله ناظر بر شبکه ای گسترده از همپوشانی و همگرایی روشمند " ژرف خوانی دقیق متنی " بر مبنای "جهان های شناختی و متنی ، طرح واره های شناختی و گفتمان شناختی " را ترسیم می نماید ، اگرچه "خوانش ژرف" یا "ژرف خوانی دقیق متنی " معمولاً با نقد جدید (جنبشی که از دهه 1930 تا 1970 بر مطالعات ادبی در ایالات متحده مرسوم و غالب بوده است ) مرتبط می شود ، اما این روش بر مبنای قدیمی تر خوانش متون از دوره های پیشین از کوئنتیلیان، سخن شناس و مفسر رومی در آکادمی اواتوریا ( حدود 95 پس از میلاد) رواج داشته و تثبیت شده است.
" ژرف خوانی متنی " یک روش مبنایی انتقادی در نقد ادبی است که به طرق مختلف توسط طیف گسترده ای از خوانشگران در رشته های مختلف تجربه متنی می شود ، همانگونه که ذکر شد ، خوانش از نوع دقیق یا ژرف خوانی دقیق متنی ، در واقع روشها ومهارتی است که به واسطه طرح های استاندارد کانونی و مشترک جدید در ایالات متحده رواج یافته و هم اکنون در حال گسترش و توسعه و ادغام با روشهای دیگر شناختی متنی است ) یکی از روشهای مورد وثوق ژرف خوانی متنی از نوع دقیق یا دقیق متنی، روش تحلیلی ، مطالعه ، خوانش جنبه های تحلیلی بلاغی است پیتر بری باور دارد که "مطالعات متنی انگلیسی" بر مفهوم مطالعه و ژرف خوانی دقیق بنا شده است، و در حالی که دوره ای در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 وجود داشت که این ایده به طور مکرر مورد تحقیر قرار می گرفت، بدون شک درست است که هیچ چیز جالبی در این موضوع بدون نزدیک شدن به آن اتفاق نمی افتد.
(پیتر بری، نظریه آغاز: مقدمه ای بر نظریه ادبی و فرهنگی ، ویرایش دوم انتشارات دانشگاه منچستر، 2002)
فرانسین نثر درباره روش خوانش دقیق متنی یا ژرف خوانی دقیق متنی باور دارد که "همه ما به عنوان یک خوانشگر ژرف و دقیق از نوع دقیق به متن شروع به خواندن می کنیم. حتی قبل از اینکه خوانش ژرف و تحلیل متنی را فرابگیریم ، فرآیند بلندخوانی و گوش دادن به آنچه نوشته شده ، فرآیندی است که در آن کلمات را یکی پس از دیگری به عباراتی در یک زمان مشخص که در آن سیر می کنیم می خوانیم ، توجه به هر کلمه یا عبارتی که هر کلمه یا عبارتی را منتقل می کند، کلمه به کلمه نحوه یادگیری شنیدن و سپس خواندن است که به نظر می رسد مناسب باشد.
آنچه دیگران میخوانند:ما پیش از این درخت بودیم
زیرا کتاب هایی که می خوانیم در وهله اول اینگونه نوشته شده اند " فرانسین نثر چنین باوری از روش ژرف خوانی دارد او باور دارد که "هرچه بیشتر بخوانیم، سریعتر می توانیم این ترفند جادویی را انجام دهیم و ببینیم چگونه حروف در کلماتی که معنی دارند ترکیب شده اند. هر چه بیشتر بخوانیم، بیشتر درک کنیم، احتمال بیشتری وجود دارد که راه های جدیدی برای خوانش ژرفتر را کشف کنیم.
انگار طرح واره های شناختی متعددی در جهان های متنی متکثر خود را توزیع کرده ، چراکه هر کدام این کتب ، دلیلی از اینست که چرا کتاب خاصی را می خوانیم، که انگار از قبل چنین کتابهای با طرح واره های ما طراحی شده است"
(فرانسین نثر، خوانش به مثابه یک مولف دیگر، راهنمای افرادی که عاشق کتاب هستند و برای کسانی که می خواهند آنها را بنویسند . هارپر کالینز، 2006)
ماریو کلارر در مقدمه کتاب خود درباره ژرف خوانی دقیق متنی و زیر بنای آن باور دارد که "نقد متنی جدید و مطالعات ژرف خوانی دقیق متنی ، بر عناصر و روشهای تحلیلی مناسب و منظمی تکیه دارد ، عناصر و پدیدههایی همچون " چند معنایی ، "پارادوکس یا تناقض " کنایه ، پارودی ، آیرونی ، بازی های زبانی، بازی زبان های لفظی جناس یا فیگوراتیو بلاغی تکیه دارد و آنها را به عنوان کوچکترین عناصر قابل تمایز یک اثر ادبی و متنی - پیوندهای متقابلی را با بافت کلی متون ( جهان های ممکن متنی و گفتمانی و حتا خیالی و .. ایجاد میکنند ) .
ژرف خوانی متنی اصطلاحی مبنایی در این روش انتقادی نوین در نقد جدید که اغلب آنرا مترادف با انتقاد جدید همخوان می دانند ، استفاده می شود ، ژرف خوانی متنی ، در چنین گفتمان انتقادیی نشان دهنده تحلیل دقیق و ژرف خوانی از نوع دقیق متنی است که این ویژگی های ابتدایی را با ساختارهای بزرگتر متنی در افق جهان های ممکن متنی و جهان های گفتمانی به بررسی تحلیلی و شناختی می گذارد.
(ماریو کلارر، مقدمه ای بر مطالعات ادبیات شناختی ، ویرایش دوم
روتلج، 2004)
جیمز یاسینسکی در کتاب خودش تحلیل و توصیف جالبی از روشهای ژرف خوانی دقیق متنی دارد ، او چنین می گوید" به نظر میرسد که یک متن بلاغی استراتژیها و تاکتیک های سازندهاش را پنهان میکند - تا توجه را از آن دور کند. در نتیجه، خوانشگران ژرف خوانی باید مکانیزمی را برای سوراخ کردن پردهای که متن را میپوشاند به کار گیرند تا ببینند چگونه کار میکند.
"هدف اصلی ژرف خوانی متنی ، گشودگی جهان های متنی است ، خوانشگران ژرف خوان روی کلمات، تصاویر کلامی، عناصر سبکی، جملات و گزاره ها الگوهای استدلالی، و کلیت پاراگراف ها، پاره های زبانی ، تکه کلام ها فرهنگ اصطلاحی، عناصر زمینه ای فرهنگی و واحدهای جهان های گفتمانی بزرگتر درجهان متن که انگار در تعویق و تاخیر و تعلیق معطل مانده اند تا اهمیت آنها را در قبال سطوح مختلف و متعدد جهان متنی دوباره به کشف و ثبوت برسند را فراخوانی می نماید.
"(جیمز یاسینسکی، کتاب منبع جهان متنی بلاغی: مفاهیم کلیدی در مطالعات بلاغت شناختی معاصر سی جی، (2001)
جان ون لویی و جان بیتنز باور دارند که در دیدگاه کلاسیک و سنتی ژرف خوانی متنی این روش به دنبال بازافرینی معنا و یا معناهای متنی نیست ، بلکه بیشتر به دنبال کشف جهان های متنی و انواع ابهامات و کنایه های ممکن متنی است که جهان های گفتمانی نیز از آن منتج شده است.
جان ون لویی و جان بیتنز "مقدمه: ادبیات الکترونیکی ژرف خوانی دقیق " رسانه های جدید ژرف خوانی دقیق متنی ، تحلیل ادبیات الکترونیکی انتشارات دانشگاه لوون، 2003)
بری برومت یکی دیگر متفکران ژرف خوانی دقیق متنی در کتاب خودش استدلال می کند که "در روش خوانش دقیق یا ژرف خوانی متنی ، خوانشگر یا منتقد ادبی چه می کند که یک فرد معمولی در روزمره گی مثلا خیابان انجامش نمی دهد یا نمی تواند آنرا به انجام برساند ؟
استدلال من چنین است که روش ژرف خوانی متنی و یا خوانش از نوع دقیق ، خوانشگر دقیق خوان معانی پنهان و یا در تعویق و تعلیق مانده جهان های متنی را آشکار می کند که عموما مشترک و بینا نسلی و یا بینامتنی است اما به طور جهانی و جهانشمول نیستند و همچنین معانی شناخته شده هستند اما بیان نمی شوند " فایده آشکار کردن چنین معانی، تمرین ، تجربه مشترک یا روشنگری به کسانی است که نقد و یا خوانش ژرف خوان دقیق را می شنوند یا می خوانند.
کار منتقد یا خوانشگر ژرف خوان از این روشهای بینا رشته ای و شناختی این است که این موضوعات و ارتباطات بیناساختاری آنها را به گونه ای کشف و تحلیل نمایند که خوانندگان و مردم از کشف آنها به ذوق بیایند و از این ذوق زدگی به مسیر طی طریق در جهان متنی بروند، با گفتن اینکه " آها ، چه کشف جالبی " در لحظهای که ناگهان با خوانش موافقت میکنند، معانی پیشنهادی منتقد ناگهان مورد توجه قرار میگیرند. بنابراین معیار موفقیت برای خوانشگر ژرف خوانی که از قضا منتقد هم است، روشی برای روشنگری متني، بینش و توافق افرادی ست که آنچه او آنرا شنیده یا خوانده یا گفته را " به اشتراک بینا نسلی و بینا فردی بگذارد "
(بری برومت، تکنیک های ژرف خوانی دقیق متنی. سی جی، 2010)
فشار برای آموزش و مطالعات ژرف خوانی متنی دقیق تر در سطوح آموزشی ابتدایی و متوسطه تا حدی به دلیل افزایش بازخورد اساتید کالج در اوایل و اواسط دهه 2000 اتفاق افتاد ، مبنی بر اینکه دانش آموزان با مهارت های درک کمی به کلاس های درسی دانشگاه می رسند. افزایش تقاضا برای دانشآموزان برای کسب مهارتهای مشخص در دبیرستان که برای انتقال به آموزش عالی و زندگی بزرگسالان به آن نیاز دارند، با ایجاد استانداردهای اصلی دولتی مشترک در سال 2009 به اوج خود رسید.
از آن زمان، اساتید هنرهای زبان انگلیسی (ELA)، به ویژه در سطح متوسطه، برای کمک به دانشآموزان در توسعه راهبردهای ژرف خوانی متنی دقیق، فشار زیادی برانگیختند. چندین استاندارد ELA برای خوانش ادبیات، دانشآموزان را ملزم میکند که بتوانند به شواهد متنی مستقیم استناد کنند و کلمات را در متن ، تجزیه و تحلیل نمایند ، به عنوان مثال، CCSS.ELA-Literacy.RL.9-10.4 از دانش آموزان می خواهد که "معنای کلمات و عبارات را همانطور که در متن استفاده می شود، از جمله معانی استعاره ای و مجازی و مفهومی اش و تاثیرات کلی گزینش کلمات خاص بر معنا را تجزیه و تحلیل کنند ، (به عنوان مثال، در لحن چگونه زبان ، حس زمان و مکان را برمی انگیزد؛ چگونه یک لحن رسمی یا غیر رسمی ایجاد می شود ) امروزه، همانطور که اکثر ایالت ها استانداردهای اصلی مشترک را پذیرفته اند.
تعداد فزاینده ای از منابع طراحی شده برای کمک به اساتید برای آموزش و اجرای استراتژی های ژرف خوانی متنی در کلاس های درسشان وجود دارد. در سال 2012، کایلین بیرز و رابرت ای. پروبست کتابی تحت عنوان " ژرف خوانی متنی دقیق در ادبیات " را منتشر کردند که شش " روش راهنمایی" را معرفی و تبیین می کرد که خوانندگان را در مورد لحظات مهم یک اثر ادبی آگاه می کرد و دانش آموزان را به خوانش ژرف دقیق تشویق می نمود، منبع دیگری که توسط بث برک ( NBCT ) برای تامپا بی تایمز NIE (روزنامه آموزش و پرورش) مورد وثوق قرار گرفت و باعث شد مراحل مربوط به مطالعه دقیق و نحوه ایجاد چهارچوب راهبردی را برای دانش آموزان در کتابش ارائه دهد.
بث برک استفاده از "مدل آزادسازی تدریجی" را در آموزش و مهارت یافتن دانشجویان و دانش آموزان توصیه میکند، ابتدا با الگوبرداری از مطالعه ژرف خوانی متنی در سر کلاس، سپس از دانشآموزانش بخواهد که قبل از تلاش مستقل و منفرد در تنهایی بر روی استراتژی کار گروهی و جمعی تمرین کنند ، روشهای دیگری که از دانشآموزان در آموزش و مهارت ژرف خوانی دقیق مورد پذیرش قرار گرفته ، شامل ایده آماری و ارائه نشانه گذاری گرافیکی است که به آنها کمک میکند ایدههای خود را با شواهد متنی طبقه بندی ، تجزیه ، تحلیل و محاسبه نمایند . بسیاری از منابع آموزشی و راهنمای دیگر برای ژرف خوانی متنی دقیق به منظور کمک به دانشآموزان در همه سطوح و بهویژه خوانش ژرف شعر وجود دارد.
برای مثال، به کتاب ژرف خوانی دقیق متنی از شعر: که مقدمه و راهنمای عملی برای تبیین و بسط و کاربردی کردن روزهاست که می شود به آن رجوع کنیم ، یکی دیگر از متفکران و اساتید مجرب در ژرف خوانی متنی دقیق که روشهای کاربردی در سطوح مختلف آموزشی و مهارت خوانش ژرف ارائه داده ، چز رابینسون، استاد هنرهای کلامی و زبانی است که بخشی از تیم کارگروه موسسه پومولیتا را زیر حمایت و تجربه اندوزی خودش دارد ، رابینسون باور دارد : " مطالعات نقد ادبی ژرف خوانی متنی از نوع دقیق یک فرآیند جمعی و گروهی را در خود پرورش می دهد بدین معنا که ژرف خوانی متنی یکی از راهبردهایی است که برای تمرین مهارتهای تفکر سطح عالی و ممتاز به دانشجویان با تمرکز بر عمق به جای سطحی نگری را به اجرا می گذارد رابینسون باور دارد که " ما یک متن، داستانی یا غیرداستانی را به بررسی می گذاریم ، و دانشجویان آنرا با روشهای نوین شناختی و ژرف خوانی دقیق آنرا به طور منظم و سازمان یافته ، بخش به بخش شروع به تحلیل و سنجش کاربردی به آنالیز عناصر متنی فرا می خوانند" در موسسه و از روش مطالعات ژرف خوانی متنی رابینسون هدف کلی از تکلیف و مسئولیت خوانش و خواندن دقیق متنی را معرفی می کند و سپس از دانشجویان می خواهد که نخست به صورت فردی و مستقل و بعد به صورت کارگروهی و جمعی بررسی تحلیلی و سنجشی و شناختی جمعی را که به طور سیستماتیک و منظم ترتیب یافته و با روش های آموخته خودشان به اشتراک جمعی بگذارند.
آنها کلماتی را که مبهم یا ناشناخته هستند ، را بایست به دورش یک دایره کشیده و پرسشهایی را در رابطه با نافهمی خود و یا تاویلها و تحلیلهای خودشان را در رابطه با این بخشها بنویسند ، علامت تعجب یکی دیگر از روشهای اصطلاحی آنهاست که معمولا در باره هر کلمه نامفهوم و گنگ ، در بخش یا جمله و عبارات و اتصال و پیوند آنها با دیگر پاره سطرها و در کلیت یک متن به این بخشها اضافه می شود تا ایده های جمعی را حول آن دسته از موضوعات که گنگ یا تعجب برانگیز و یا پرسش انگیز بوده مورد استفاده قرار می گيرد، در واقع حیرت ، تعجب و یا شگفتی از هر نوع رویدادی که در متن امکان ظهور برای خوانشگر یافته را زیر نکات کلیدی پاراف می نمایند.
مثلا رابینسون در سر کلاسهای ژرف خوانی خودش از همین روشهای ابداعی در ژرف خوانی دقیق متنی از نمونههای آثار لنگستون هیوز بهره می برد ، بهویژه از نظر زبان استعاره ای و غنایی که در آثار هیوز چشمگیر هست و به طور خاص به شعر هیوز تحت عنوان "سیاهان از رودخانهها حرف می زنند " اشاره میکند ، روش کارکردی و عملی ژرف خوانی متنی رابینسون و دانشجویانش چنین است که ابتدا با هم هر سطر، هر بند را قطعه به قطعه بررسی میکنند و به سطوح عمیقتری از درک و دریافت متنی می رسند ، رابینسون باور دارد که اینطور نیست که تصور شود این این کار قبلا انجام نشده باشد، اما ژرف خوانی متنی به صورت مستقل و جمعی تمرکز جدیدی را به استراتژیهای اتخاذ شده در جنبه تحلیلی و خوانشی میآورد ، (کارن ریفکین، «هسته مشترک: ایدههای جدید برای تمرین و یادگیری خوانش ژرف ژورنال Ukiah Daily , 10 مه 2014)
این مطلب ادامه دارد.......